شيخ ذبيح الله محلاتى

23

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

« 7 - التقية » ( يص ) اين لقب اشرف القاب ام الائمة الاطياب است و آن مأخوذ و مشتق از وقى يقى است و تقوى و تقاة و تقية از همين باب است و بمعنى وقايه است و اهل لغة گفته‌اند تقى در اصل وقى بوده است و او بدل بتا شده است و وقايه پرهيز كردن است على اى حال تقي كسى كه از خدا بترسد و خدا را حاضر داند و از گناهان اجتناب و احتراز نمايد و معانى و مراتبى براى تقوى ايراد كرده‌اند از تائبين و صالحين و متقين و صد يقين و تمام مراتب تقوى در اين آيهء شريفه است كه مىفرمايد ( وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَخْشَ اللَّهَ وَ يَتَّقْهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ ) پس هر فردى كه بدين اوصاف موصوف شد تقى است و هر زن تقيه است و فاطمة زهرا سلام اللّه عليها خود كلمة تقوى است و از زمرهء نسوان عالميان زنى آن خوف و خشية و اطاعت و امتثال اوامر را بمانند وى نداشته و بعضى از عارفين گفته‌اند خيرات دنيا و آخرت در يك‌كلمه جمع شده است و آن كلمه تقوى است . « 8 - الحرة » اين لقب مأثور و از القاب نبيلهء آن مخدرهء عصمت است و معنى حره زن آزاده است و معنى امه كنيز است در مجمع كويد « الحرة خلاف الامة » و در افواه مذكور است العبد يقرع بالعصا و الحر يكفيه الاشارة باز در تعريف حره گفته‌اند : الحر حر و إن مسه - الضر و العبد عبد و إن البسته الدر و در شعر عرب است : تمسك ان ظفرت بودّ حر * لان الحر في الدنيا قليل و جمع حره حرائر است على غير قياس از آنكه جمع حره بايد حرر باشد مثل غرفه و غرف ، و تحرير رقبه بمعنى آزاد كردن است و خاك و ريگى كه خالص باشد و مخلوط به چيزى نباشد آن را نيز حر مىنامند و در تفسير اهل البيت آيهء إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ ما فِي بَطْنِي مُحَرَّراً بدين‌گونه معنى شده يعنى مخلصا لك و مقررا لعبادتك و حرائر بيض وصف زنان سفيداندام و آزاد است و يكى از معانى حره كريمه است و جناب